تبلیغات
فراماسونری نقشه شیطان
زمانی که حضرت مهدی (عج) از راه برسد، جهانی پیش رو دارد که باید آن را رهبری کند. جهانی با سرزمینهای رنگ رنگ، قومیت های گوناگون، زبانهای متفاوت، قابلیتهای فراوان و پیشینه ی مختلف! چگونه امام به تنهایی این جهان را اداره می کند؟ هر چند امام یاران فراوان دارد ولی با این گستردگی قلمرو چگونه می توان جهان را اداره کرد بدون آنکه شیعه ای از قلم نیفتد؟


ادامه دارد

جالب است بدانیم که این رهبری قبلاً در ابعادی کوچک تر اتفاق افتاده است!

سرزمین مسلمانان در زمان امام حسن عسکری (علیه السلام) از افغانستان تا مراکش کشیده شده بود. امام در مرکز این سرزمین ها، در دل عراق، در سامرا بود.

امام هادی (ع) و امام حسن (ع) تحت نظارت شدید در پادگانی بودند که اطراف آن پر از محافظ و دیدبان بود! با وجود این مراقبت شدید و کینه ورزی ها و کارشکنی ها، از یک سو، از سوی دیگر گستردگی قلمرو و تعداد بالای شیعیان، و از سویی دیگر وظیفه ای که هر امام نسبت به شیعیان خود دارد باعث شد از زمان امام صادق (ع) آرام آرام سازمانی مخفی در دل قلمرو خلیفه شکل بگیرد که تشکیلات آن به حدی بود که تمام شیعیان را تحت پوشش قرار می داد.

نیازی به ذکر نیست که در غیبت صغری نیز این تشکیلات توانست بسیاری از مشکلات شیعیان را حل کند و روح شیعه را پایدار نماید.

این سازمان مخفی، سالها زیر چشم خلیفه فعالیت کرد بدون آنکه نام یکی از کارمندان آن فاش شود! این سازمان، ابتکاری از امام صادق (ع) بود مشهور به: «سازمان وکالت».

فعالان سیاسی

در نگاهی ظاهر بینانه، ائمه (ع) هیچ دخالتی در مسائل سیاسی نداشتند و حتی با مطالعه ی سطحی تاریخ شاید بتوان به این نتیجه رسید که ائمه (ع) نسبت به سیاست بی اهمیت بوده اند. این تهمتی بزرگ به ائمه است!

وجود سازمان وکالت از زمان امام صادق (ع) چنین تهمتی را برملا می کند. هر چند محدودیت های زیادی بر سر راه این تشکیلات بود و هرچند شواهد بسیاری از میان رفته است، شکی نیست که سازمان وکالت فعالیتی شگفت انگیز داشته است.

امامان از طریق وکلای خود دنیای شیعیان را اداره می کردند، با آنها ارتباط می گرفتند و از مشکلات باخبر می ساختند.

از امام صادق (ع) تا پایان غیبت صغری، نام 90 نفر در فهرست وکلای این سازمان آمده است.

چارت سازمانی!

در رأس سازمان، امام بود. از آنجایی که از زمان امام هادی (ع)، امامان کمتر در انظار عمومی قرار می گرفتند، واسطه ای میان مردم و امام بود که تاریخ نام «وکلای ارشد» را بر آنها نهاده است. در منابع ما نام «باب» بر آنها گذاشته اند چرا که دریچه ی ارتباط مردم با امام بوده اند. باب ها، نقش برجسته ای در این سازمان داشته اند و همین یکی از اسباب ایجاد مدعیان بابیت شد که بعدها دردسر هایی ایجاد کرد.

قانون سازمان وکالت

1.اگر قرار بود قانونی برای این سازمان نوشته شود، نخستین بند آن به اهمیت تقیه و پنهان کاری می پرداخت. از مهمترین اصول حاکم بر این سازمان تقیه بود. تا جایی که اگر وکلا بدون اجازه ی امام تصمیم سرخودی می گرفتند مورد عتاب امام واقع می شدند.

آنکس که در پنهان کاری موفق تر بود برای امر وکالت انتخاب می شد.

مثال:

ابوسهل نوبختی از علمای طراز اول در زمان امام مهدی (عج) بود. در زمان او حسین بن روح نوبختی نایب امام بود. مردم از او پرسیدند: چرا امام تو را به نیابت انتخاب نکرد؟ او گفت:

«...اگر آنچه ابوالقاسم (ابن روح) درباره امام می داند، می دانستم، شاید در بحث هایم با دشمنان و جدال با آنها می كوشیدم تا دلایل بنیادینی را بر وجود امام ارائه دهم و در نتیجه محل اقامت او را آشكار سازم. اما اگر ابوالقاسم امام را در زیر جامه ی خود پنهان داشته باشد، بدنش را با قیچی قطعه قطعه كنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد كرد». (1)

2.از آنجایی که امامان عسکریین (ع) تحت محاصره و نظارت شدید خلیفه بودند و امام زمان (عج) نیز در غیبت به سر می بردند، انتخاب و بکارگیری ابزارهای ارتباطی مناسب از مسائل پراهمیت بوده است.

ارتباط با امام غالباً از طریق نامه صورت می گرفت، اما رساندن نامه به امام یکی از بزرگترین مشکلات وکلا بود.

روش دیگر ملاقات بود که غالباً بین امام و وکلای آن صورت می گرفت.

گاهی در پاسخ درخواست های مردم روش خرق عادت نیز مشاهده شده است.

مثال:

محمد بن فضل از شیعیان بود و نامه ای بدون مرکب برای حسین بن روح نوبختی (نایب سوم امام زمان (عج)) نوشت و از او پاسخ دریافت کرد. (2)

علی بن محمد سمری نیز از تاریخ فوت شیخ صدوق اطلاع می دهد و او در همان روز فوت می کند و پیشگویی او به حقیقت می پیوندد. (3)

3.هیچ عضوی به سازمان اضافه نمی شد مگر به فرمان امام. حساسیت این موضوع به حدی بود که امام پیش از وفات وکلا به آنها نامه می فرستادند و وکیل پس از او را معرفی می کردند تا وکیل سابق به تازه وارد راه و چاه را بیاموزد. این روند باعث می شد افراد ناخالص در سازمان وارد نشوند و احتمال خطر به صفر برسد. (4)

ادامه دارد...

پی نوشت:

 

1.       الغیبه، ص 391، حدیث 358. بحار الانوار، ج 51، ص 359.

 

2.       قمی، عباس، منتهی الآمال، صص 1089و 1090

 

3.       کمال الدین و تمام النعمة، ص 502; الغیبة، ص 179؛ به نقل از مجله ی انتظار، شماره ی 1

 

4.       به نقل از مجله ی انتظار، شماره ی 1

 

5.       برگرفته از موعود شماره ی 61، مصاحبه با آقای محمد رضا جباری
برچسب ها: حضرت مهدی، امام زمان، ظهور،
[ یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 ] [ ساعت 15 و 49 دقیقه و 51 ثانیه ] [ hsmoa ]
کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به فراماسونری نقشه شیطان می باشد

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب